شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

بخش ۴۸ - عزیمت کردن شاه بر سر خصم و ظفر یافتن او بر دشمن و کشته شدن رقیب

شاه و درویش

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز چون موسم زمستان شدآتش از خرمی گلستان شد
۲
همه کس رو به آفتاب نشستهمه عالم شد آفتاب‌پرست
۳
بس که افسرده چون یخ افتادنددر تمنای دوزخ افتادند
۴
مهر زود از فلک به در می‌رفتتا شود گرم زودتر می‌رفت
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth