شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

غزل شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دولت آنست که از در صنمی تازه درآیددر بر اغیار به بندد سر مینا بگشاید
۲
هر شبی نالهٔ من خواب جهانی بربایدتاکه در خواب نگارم به کسی رخ ننماید
۳
من خود این تجربه‌ کردم که می از دست جوانانضعف پیری ببرد زور جوانی بفزاید
۴
باده در شیشه همان به که پری وار بماندورنه عقلم کند از ریشه گر از شیشه درآید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth