خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست در حلقهٔ آن طرهٔ پرچین دارمپنجه انداخته در پنجهٔ شاهین دارم
۲
این همه چین که تو بر چهرهٔ من میبینییادگاریست کز آن طرهٔ پرچین دارم
۳
زاهدم گفت ز دین شرم کن و باده مخورمی حرامم بود ار من خبر از دین دارم
۴
کافر وگبر و یهودم همه رانند ز خویشچشم بد دور نگه کن که چه تمکین دارم
صفحهٔ ۱ از ۳