خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به تیغم بکشی زار و به خونم بکشیمن نه انکار کنم چون تو بدان کار خوشی
۲
پیش روی تو دو زلف تو سرافکنده به زیرچون بر خواجهٔ رومی دو غلام حبشی
۳
خوی خوش به بود از روی خوش ای ترک تتارورنه من باک ندارم که به خونم بکشی
۴
بنشین تند و بگو تلخ بکش خنجر تیزشور بختی بود از لعبت شیرین ترشی
صفحهٔ ۱ از ۱