شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

در ستایش علیقلی میرزا گوید

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر باز بر فروخت گل از هر کنار نارکه هردم ز سوز دل بگرید هزار زار
۲
نسیمی که در چمن شدی رهسپار پارهم امسال یافتست بر جویبار بار
۳
که گویدش تهنیت بهر شاخسار سار
۴
ز فراشی صبا ره باغ رفته بینچو روی سمنبران سمن‌ها شکفته بین
صفحهٔ ۱ از ۲۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth