خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۴۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تنها نه دلق خود به می ناب شسته ایمناموس یک قبیله به این آب شسته ایم
۲
قسمت بلاست ورنه می آلوده دلق خویشصد ره ز شوق گوشهٔ محراب شسته ایم
۳
ما توبه دشمنیم و قدح دوست، دور نیستکز دل هوای صحبت اصحاب شسته ایم
۴
از بس شکفته در دهن تیغ رفته ایمترس قیامت از دل قصاب شسته ایم
صفحهٔ ۱ از ۲