خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۴۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نالنده ام ز درد مگر بلبلمجوشنده ام به حسن مگر شبنم گلم
۲
گر نه قیامتم ز چه لبریز فتنه امور نه ندامتم ز چه عین ناملم
۳
دل موج خیز درد و جبین صاف از گرهدریای اضطرابم و کوه تحملم
۴
ای مدعی بمیر که از تکیهٔ رضامنت فروش دوش و کنار توکلم
صفحهٔ ۱ از ۲