خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بندهٔ ساقی ما شو تا شوی سلطان ماجان فدا کن تا شوی جانان ما ای جان ما
۲
چشم صورت بین ببند و دیدهٔ معنی گشاتا ببینی بر سریر ملک دل سلطان ما
۳
گر گدای عشق باشی پادشاه عالمیحکم تو گردد روان گر می بری فرمان ما
۴
از نم چشم و غم دل نُقل و باده می خوریمالصلا گر عاشقی نزلی بخور از خوان ما
صفحهٔ ۱ از ۲