خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشک چه بود شمه ای از موی ماچیست عنبر والهٔ گیسوی ما
۲
آب چشم ما به هر سو می رودهم ز چشم ماست آب روی ما
۳
صبحدم باد صباخوشبو بودمی برد گردی ز خاک کوی ما
۴
تا قبول حضرت سلطان شدیمشاه ترکستان بود هندوی ما
صفحهٔ ۱ از ۳