خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نور تجلی او ساخت منور مراصورت او شد پدید کرد مصور مرا
۲
پیر خرابات عشق داد مرا جام میساقی رندان خود کرد مقرر مرا
۳
عقل دمی دور شو از بر رندان عشقمستم و تو هشیار نیست تو در خور مرا
۴
مجلس تو آن تو مجمع من آن منفکر پریشان تو را زلف معنبر مرا
صفحهٔ ۱ از ۲