خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی ز کرم نواخت ما راخمخانه بریخت بر سر ما
۲
ما جام و بر آب چون حبابیمدریاب ز ما و ما ز دریا
۳
عشقست که هیچ جا نداردهر جا می جو تو جای بی جا
۴
در دیدهٔ مست ما توان دیدآن نور ولی به چشم بینا
صفحهٔ ۱ از ۲