خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردمند و دردنوشم روز و شبعاشقانه در خروشم روز و شب
۲
گر زنندم همچو نی نالم به روزور گذارندم خموشم روز و شب
۳
در خرابات مغان مست و خرابهمنشین می فروشم روز و شب
۴
با حضورش هر شبی آرم به روزدر هوایش باده نوشم روز و شب
صفحهٔ ۱ از ۲