خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که آمد سوی ما با ما نشستخوش خوشی با ما درین دریا نشست
۲
از سر هر دو جهان برخاست خوشبر در یکتای بی همتا نشست
۳
عقل مسکین زیر دست عشق شدعشق مستولی است بر بالا نشست
۴
هر که چون ما همنشینی را نیافتکی تواند همچو ما تنها نشست
صفحهٔ ۱ از ۲