خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دم مزن ای دل که آن سر نازک استنازک است این سرو ساتر نازک است
۲
نقطه ای در دایره دوری نموددایره در دور و دائر نازک است
۳
چشم ما روشن به نور روی اوستاین چنین منظور و ناظر نازک است
۴
ماه پیدا گشت و پنهان آفتابغایتی در عین حاضر نازک است
صفحهٔ ۱ از ۲