خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درد دل ما دوای جان استرنج غم او شفای جان است
۲
یک جرعه ز دُرد درد جانان والله که دوصد بهای جان است
۳
ساقی قدحی به عاشقان دهز آن باده که از برای جان است
۴
جان گرچه گدای کوی عشقستسلطان جهان گدای جان است
صفحهٔ ۱ از ۲