شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۳۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم ما روشن به نور روی اوستلاجرم عالم به چشم ما نکوست
۲
دیده ام آئینهٔ گیتی نماعاشق و معشوق با هم روبروست
۳
هر خیالی را که دیده نقش بستدوست می دارم که می بینم به دوست
۴
عشق سرمست است و فارغ از همهعقل مخمور است و هم درگفتگو است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth