خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بحریست بحر دل که کرانش پدید نیستراهیست راه جان که نشانش پدید نیست
۲
علم بدیع ماست که از غایت شرفدارد معانئی که بیانش پدید نیست
۳
عشقست و هرچه هست و جز او نیست در وجوددر هر چه بنگری جز از آتش پدید نیست
۴
عالم منور است از آن نور و نور اواز غایت ظهور عیانش پدید نیست
صفحهٔ ۱ از ۳