شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۳۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق را در مجلس عشاق ننگی هست نیستعاشق دیوانه را از ننگ ننگی هست نیست
۲
صبغة الله می دهد این رنگ بی رنگی بماخوشتر از بیرنگی ما هیچ رنگی هست نیست
۳
عاقلان با یکدیگر هر دم نزاعی می کندعاشقان را با خود و با غیر جنگی هست نیست
۴
زاهد مخمور مستان را ملامت می کندبی تکلف همچو او بی عقل دنگی هست نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth