شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۳۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچکس بی نعمت الله هست نیستقاتل شه خالی از شه هست نیست
۲
بر در میخانه مست افتاده ایمهمچو ما در هیچ درگه هست نیست
۳
ماه من روشن شده از آفتاببر سپهر جان چنین مه هست نیست
۴
عاشق و مستیم و جام می به دستعاقل مخمور آگه هست نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth