شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافتبی رنج فنا گنج بقا را نتوان یافت
۲
تا عاشق و رندانه به میخانه نیائیرندان سراپردهٔ ما را نتوان یافت
۳
تا نیست نگردی تو از این هستی موهومخود را نشناسی و خدا را نتوان یافت
۴
آئینهٔ دل تا نبود روشن و صافیحسنی نتوان دید و صفا را نتوان یافت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth