خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
معنی او نمود در صورتنه به یک صورتی به هر صورت
۲
چشم ما تا جمال معنی دیدمعنئی بیند و دگر صورت
۳
ذره ذره چو نور می بینمآفتابی بود قمر صورت
۴
باده می نوش و جام را دریابمعنئی بین و مینگر صورت
صفحهٔ ۱ از ۲