شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمر بی او که بر سر آری هیچجان که بی عشق او سپاری هیچ
۲
همه عالم عدم بود بی اوبه عدم می روی چه آری هیچ
۳
هر خیالی که نقش می بندیگر نه آن نقش او نگاری هیچ
۴
یار کز جور یار بگریزدباشد آن یار هیچ و یاری هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth