خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرچه ما را می رسد از او بودچون از او باشد همه نیکو بود
۲
ز آفتاب حسن او هر ذره ایروشنش بنگر که آن مه رو بود
۳
ما به او موجود و او پیدا به ماخود نباشد هر که او بی او بود
۴
عاقبت معشوق بنماید جمالعاشق ار چون ما به جستجو بود
صفحهٔ ۱ از ۲