خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه باشد بندهٔ او درجهان سلطان شودخوش بود جانی که مقبول چنان جانان شود
۲
روی او در دیدهٔ ما آفتاب روشن استاین چنین نوری کجا از چشم ما پنهان شود
۳
هرچه آید در نظر نقش خیال او بودلاجرم در حسن خوبان عقل ما حیران شود
۴
ما ز دریائیم و با ما هر که بنشیند دمیگرچه باشد قطرهای در بحر ما عمان شود
صفحهٔ ۱ از ۲