شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۷۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسدپادشاهی دو عالم به گدائی نرسد
۲
نرسد در حرم کعبهٔ وصل محبوبهر محبی که بر او جور و جفائی نرسد
۳
نوش کن دُردی دردش که دوای جانستدُردی درد نخورده به دوائی نرسد
۴
می روم بردر میخانه که خوش بنشینمدارم امید که آن جام بلائی نرسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth