خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمی که چشمهٔ آب از چشم ما روان دیددر چشم او نیاید هر چشمه ای ، چو آن دید
۲
ای نور دیدهٔ ما در چشم ما نظر کنکائینه ایست روشن آن رو در او توان دید
۳
ما را اگر بجوئی ما را به ما توان یافتهر کس که دید ما را می دان که آنچنان دید
۴
جام جهان نمائی است یعنی که این دل ماهر کو در او نظر کرد مجموعهٔ جهان دید
صفحهٔ ۱ از ۲