خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقشش نه خیالی است که در خواب توان دیدیا ماه هلالی است که در آب توان دید
۲
هر دیده که او مست شد از جام الهیدر شیخ عیان بیند و درشاب توان دید
۳
خورشید جمالش به تو گر روی نمایدآن نور در آئینهٔ مهتاب توان دید
۴
گر بر تو در گنج خزائن بگشایندآن گنج نهان گشته ز هر باب توان دید
صفحهٔ ۱ از ۲