خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاکساران که گو به پاکردندکی توانند گرد ما گردند
۲
عاشقانی که عشق می بازندپیش معشوق جان فدا کردند
۳
می خمخانهٔ حدوث و قدمباده نوشان به جرعه ای خوردند
۴
دُرد دردش به دست رندان دهنه به آن زاهدان که بی دردند
صفحهٔ ۱ از ۲