خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک نظر در چشم مست ما نگرذوق اگر داری درین دریا نگر
۲
سر فرو بردی چه بینی سایه ایآفتاب ار بایدت بالا نگر
۳
چشم ما روشن به نور او بودنور او در دیدهٔ بینا نگر
۴
بر در میخانه مست افتاده ایمعاشقانه خوش بیا ما را نگر
صفحهٔ ۱ از ۲