شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۸۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا به دیدهٔ ما روی یار ما بنگربیا به نور خدا پرتوی خدا بنگر
۲
بیا و دُردی دردش ز دست ما برکشبیا به درد دل و آن گهی دوا بنگر
۳
نظر ز غیر فروبند و چشم دل بگشابه مردمی نظری کن خوشی بیا بنگر
۴
بیا بیا که تو بیگانه نیستی از مابه آشنائی ما رو در آشنا بنگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth