خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظرهیچ نقاشی نمی بیند چنین نقشی دگر
۲
ماخیال عارضش بر آب دیده بسته ایملحظه ای بر چشم ما بنشین و دریا می نگر
۳
آنکه زاهد در قیامت طالب دیدار اوستمی توان دید این زمان در دیدهٔ صاحب نظر
۴
غرقهٔ آبی و تشنه سو به سو گردی مدامهمدم جام مئی وز همدم خود بی خبر
صفحهٔ ۱ از ۲