خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک نظر در چشم سرمستی نگرتا ببینی نور دیده در نظر
۲
ما خراباتی و رند و عاشقیمعاقلانه از سر ما در گذر
۳
ایکه می پرسی ز ما و حال مامستم و از خود نمی دارم خبر
۴
از کرم لطفی کن ای ساقی به ماجام پر می آور و خالی ببر
صفحهٔ ۱ از ۲