خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا از بود و از نابوده بگذراز این دردسر بیهوده بگذر
۲
ز غیرت غیر او از دل به در کنز غیرش چون من فرسوده بگذر
۳
وسیله گر تو را عقل است بگذرز مقصودی و از مقصوده بگذر
۴
از این دنیای بی حاصل چه حاصلمشو آلوده و آسوده بگذر
صفحهٔ ۱ از ۲