خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مو نمی گنجد میان ما و یارعشق در جانست و جانان در کنار
۲
رند و قلاشیم ای زاهد برولا ابالی ایم ساقی می بیار
۳
عاشق و مستیم و با رندان حریفعاقل هشیار را با ما چه کار
۴
ذوق عاشق تا به کی جوئی ز عقلروی گل را چند می خاری به خار
صفحهٔ ۱ از ۳