شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۸۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بندهٔ خود ز خاک ره برداریک زمانی مرا به من بگذار
۲
جان سپاری کنم به دیده و سرگر تو گوئی که جان روا بسپار
۳
ای دل ار عاشقی بیا می نوشتا که گردی ز عمر برخوردار
۴
ذوق عاقل مجو تو از عاقلروی چون گل به نوک خار مخار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth