شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۹۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درد از تو خوش است و هم دوا نیزرنجم بخشی و هم شفا نیز
۲
داری نظری به حال هر کسمی کن نظری به حال ما نیز
۳
بیگانه نگشت از تو محرمما خویش توئیم و آشنا نیز
۴
گر کشته شوم به تیغ عشقتخونم بحل است و خونبها نیز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth