خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۹۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنج غربت تو از غریبان پرسدردمندی ز دردمندان پرس
۲
ذوق سرمستئی که ما داریمگر ندانی بیا ز رندان پرس
۳
کفر زلفش که می برد ایمانمو به مو از من پریشان پرس
۴
رند مست خوشی اگر یابیبه دمی از منش فراوان پرس
صفحهٔ ۱ از ۳