شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۹۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرم و سردی چشیده‌ام که مپرسهم به مردی رسیده‌ام که مپرس
۲
اینچنین جام می که می‌نوشیدُرد دردی چشیده‌ام که مپرس
۳
اینچنین مست و لاابالی‌واراز جهانی رسیده‌ام که مپرس
۴
سخنی گفتم از زبان حبیبهم به گوشی شنیده‌ام که مپرس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth