شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۰۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادلو گر جانانه می جوئی فدا کن جان خود با دل
۲
تو چون پروانه ای عقل و ما چون شمع و عشق آتشتو را دامن همی سوزد به عشق او و ما را دل
۳
دلم بحر است و جان گوهر تنم کشتی و من ملاحزهی گوهر زهی کشتی زهی ملاح دریا دل
۴
خراباتست و رندان مست و ساقی جام می بر دستبهای جرعهٔ صدجان چه قدرش هست اینجا دل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth