شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشق مستم به کوی می فروشان می رومساقی رندم به سوی باده نوشان می روم
۲
کوزهٔ می دارم و رندانه می گردم روانعقل را بگذاشتم نزدیک مستان می روم
۳
نقطه در دایره بنمود خوش دوری تماممن که پرگار ویم بر گرد گردان می روم
۴
سایهٔ نور خدایم می روم از جا به جایا چو خورشیدی که در عالم بدینسان می روم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth