شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانم فدای جان تو ای جان و ای جانان منکفر منست آن زلف تو هم روی تو ایمان من
۲
آمد هوای زلف تو ایمان من خندان شدههر بلبلی برده گلی از گلشن و بستان من
۳
من در میان با تو خوشم تو در کنار من خوشیموئی نگنجد در میان ، من آن تو تو آن من
۴
رندان بزم خاص من هستند با ساقی حریفخمخانه در جوش آمده از مستی مستان من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth