خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالم منور است به نور حضور اوخوش روشن است دیدهٔ مردم به نور او
۲
جام جهان نماست که داریم در نظردر وی چو بنگریم نماید ظهور او
۳
ما و شرابخانه و رندان باده نوشزاهد به فکر جنت رضوان و حور او
۴
عشق آتش خوشی است که عود دلم بسوختخوشبو شود دماغ جهان از بخور او
صفحهٔ ۱ از ۲