شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر همه ذرات عالم آفتابی تافتهبینم و هر ذره ای از وی نصیبی یافته
۲
تار و پود و صورت و معنی و جسم و جان ماتافته بر همدگر خوش جامه ای را بافته
۳
کس نمی یابم در این صحرا که محرومست از اوآفتاب رحمتش بر کور و بینا تافته
۴
مو بi مو زلف پریشان جمع کرده وانگهیاز برای سیدی خوش گیسوئی را بافته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth