خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدهٔ دل از تو منور شدهمجمع جان از تو معطر شده
۲
زلف تو آشفته شده سر به سردر سر سودات بسی سر شده
۳
این دل ما بود به عشق تو خوشوصل تو را یافته خوشتر شده
۴
ذره ای از نور رخت تافتهدر نظر روشن ما خور شده
صفحهٔ ۱ از ۳