خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز یکی نیست بیائید که گوئیم همههمه از عین یکی باز بجوئیم همه
۲
ای که گوئی که چنان گفت و چنین می گویدوقت آن است که در آب بشوئیم همه
۳
ما همه آب حیاتیم و همه بحر محیطگرچه مانند حبابیم بر اوئیم همه
۴
بوی آن زلف ز هر تارهٔ مو می شنویملاجرم زلف بتان جمله ببوئیم همه
صفحهٔ ۱ از ۲