خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین دیوان که ما داریم از دیوان دیوان بهچه جای دیو با دیوان که از ملک سلیمان به
۲
دوای درد دل درد است اگر داری غنیمت دانکه دُرد درد عشق او به نزد ما ز درمان به
۳
رهاکن کفر و هم کافر مسلمان باش مردانهچوخواهی مرد ای درویش اگر میری مسلمان به
۴
دل معمور آن باشد که خوش گنجی بود در ویدگر گنجی در او نبود بسی زان کنج ویران به
صفحهٔ ۱ از ۲