خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در پی عشق روان شو که به جائی برسیدُردی درد بخور تا به دوائی برسی
۲
به سر کوی محبت به صفا باید رفتباشد آنجا به فقائی به صفائی برسی
۳
می و میخانهٔ ما آب و هوای دگر استخوش بود گر به چنین آب و هوائی برسی
۴
نرسی در حرم کعبهٔ مقصود به خودهمرهی جو که در این راه به جائی برسی
صفحهٔ ۱ از ۲