شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۵۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد به درت جان عزیز از سر یاریمحروم مگردان ز در خویش ز یاری
۲
تنها نه منم سوختهٔ آتش عشقتبسیار چو من عاشق دل سوخته داری
۳
یک دم نرود عمر که بی یاد تو باشدامید که ما را تو ز خاطر نگذاری
۴
روزی به سر کوی تو جان را بسپارمباشد که همان جا تو به خاکم بسپاری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth