خلوتی با شاه نعمتالله ولی
و من کلامه
متفرقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کیست که سر مست به بازار بر آمدآن جان جهان است
۲
صد بار فرو رفت و دگر بار بر آمدتا هست چنان است
۳
خورشید در آئینهٔ مه کرد نگاهیآن نور پدید است
۴
در دور قمر آن مه انوار برآمدبنگر که عیان است
صفحهٔ ۱ از ۴