شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۵۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هنگام و دم نزغ، خراب نقس است ایناین حالت نزع است، دلم را هوس است این
۲
می آیی و در خرمن ما می زنی آتشدر طعنه میندیش، که خاشاک خس است این
۳
طوطی چو رود سوی شکر تلخ دهانانگویند که بیداد به رنگ مگس است این
۴
افغان مکن ای مرغ گرفتار، فرو میراین باغ ارم نیست، درون قفس است این
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth